سلاممممممممممممم
يوهو من اومدم دوباره
سال جديد پراز اتفاقهاي تازه
ايشالله براي همه سال خوبي باشه پر از بار معنوي حالا اگر دنيوي هم اومد حلال باشه
خوبن
خوشين
سلامتين
كلي دلم براتون تنگ شده بود .. ديگه طاقت نياوردم گفتم بيام توي اين ايام عيدي حالي ازتون بپرسم
بازم ارزوي سر بلندي و موفقيت توي اين سال جديد دارم براي همتون
باز بر ميگردم
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت
نپرسيدم چرا رفتي
فقط گفتم بري كي بر ميگردي ؟؟
ولي رفتي و ديگه بر نگشتي
نترسيدم
تو تنهايي
فقط ترسيدم از اينكه نيايي
ديگه شد باورم كه بي وفايي
بگو تنهام گذاشتي چرا ؟؟
بگو دوستم نداشتي چرا؟؟
دلم را شكستي بي صدا
بگو دوستم نداشتي چرا؟؟
دوستت دارم به خدا
تنهام نزار
اشكام رو ببين
تنهام نزار
بيا پيشم بشين
من بي تو مي ميرم
بگو دستات رو مي گيرم
دوستت دارم فقط همين
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در دوشنبه 21 بهمن1387 ساعت 20:59 موضوع | لینک ثابت
خسته ام
خسته خسته
دل از همه چی بریدم
دیگه حالم از زندگی بهم میخوره زندگی پوچ و بی معنی که در حال گذره
دستت را به من بده دستهای تو با من آشناست
با تو سخن می گویم ای دیر یافته
تویی که تا ابد می شناسمت
تویی که تمام گذشته ی منی
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در چهارشنبه 29 آبان1387 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت
سلام
امشب دلم خیلی گرفته بازم دلم هوای سحر ابجیم کرده
خسته ام از این همه دلتنگی .........
خیلی وقت بود که دیگه حتی سحر تو خوابم نمی اومد خیلی دلتنگش بودم
حسابی قاطی کرده بودم دوست داشتم از دلتنگی این دفعه گریه کنم ......
پنجشنبه بود رفتم توی رختخواب که بخوابم چشمامو بستم نگاهی به سحر کردم گفتم سحر خیلی بدجنسی بیا دیگه
تو خوابم دلم تنگ شده خب برات .... یکی بهم میگفت وقتی قسمش بدی میاد طاقت نمیاره خودش
به حرف دوستم گوش کردم و گفتم سحر به جون مامان تو را به زهرا بیا تو خوابم دلم هوات کرده
همون شب اومد توی خوابم کلی توی خواب بغلش کردم ماچش کردم طوری که بهم میگفت فاطی له شدما
شاید باورتون نشه ولی وقتی بغلش میکردم انگار توی بیداری بودم حسش میکردم انگار دارم واقعی لمسش میکنم
کلی با هم اینور و اونور رفتیم ...... اتفاقای توی خواب برام افتاد با سحر .....
ولی حیف شد طرفای ساعت ۳.۱۵ بود که از خواب بیدار شدم یه حسی داشتم وقتی از خواب بیدار شدم بدنم داشت
می لرزید رفتم یه لیوان اب خوردم دوباره اومدم خوابیدم اون بازم اومد تو خوابم همش بهم میگفت فاطی بیا بریم دیگه
اومد دستمو گرفت که بریم جایی .. کجاش رو نمیدونم یدفعه از خواب بیدار شدم
دیدم طرفای ساعت ۵ هستش که رفتم نماز خوندم وقتی خوابم رو برای بابام اینا تعریف میکردم گریه ام گرفته بود ولی بخاطر اونا نمیتونستم گریه کنم
وقتی که بگیم خواب سحر رو دیدیم بابام و مامانم خیلی غصه میخورن دلشون بیشتر تنگ میشه
سحر جونم ابجی جونم هنوزم دلتنگتم هنوزم داغونم از همه چی خسته ام دوستت دارم
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در سه شنبه 23 مهر1387 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه عزیزان که به وب لاگ من سر میزنید
خب امشب میخوام تسلیت بگم بخاطر سالروز شهادت بزرگ مرد عالم حضرت علی (ع)

شاید که شمع گوید سِر تو یا علی
با قطره قطره ی اشک مِهر تو یا علی
گویا شنیده شمع از قصه گوی شب
شب های باغ و چاه دیدار تو یا علی
سر برده ای کجا بهر کلام خود
گویی به چاه و خاک هجر تو یا علی
نانی که شب ِبری از بهر کودکان
از وقت زخم تو شیر تو یا علی
وقت سحر گذر از کوچه می کنی
مرغان به پای تو زنجیر تو یا علی
الله اکبرت بیدار خصم و دوست
تا بر کشد نیام خنجر تو یا علی
وقتِ نماز و خون محراب مسجد است
جهل است کوفیان آخر تو یا علی
فزت و ربِ تو لرزاند کوفه را
مردم ز خواب جهل بیدار تو یا علی
ای شمع کُن خموش گریان نور عین
زینب حسن حسین بهر تو یا علی
با تشکر از دوست خوبم صورتگر مهربون که این مطلب رو داده بود
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در شنبه 30 شهریور1387 ساعت 0:15 موضوع | لینک ثابت
راه بهشت
مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند. هنگام عبوراز كنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر ایندنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدتها طول میكشد تامردهها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیاده روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق
میریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی باسنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذررو به مرد دروازه بان كرد و گفت: "روز بخیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟"
دروازهبان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنهایم."
دروازه بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "میتوانید وارد شوید و هر چهقدر دلتان میخواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."
مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. ازنگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعهای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازهای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز میشد. مردی در زیر سایه درختها دراز كشیده بود وصورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنهایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگها چشمهای است. هرقدر كه میخواهیدبنوشید.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگیشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، میتوانیدبرگردید.
مسافر پرسید: فقط میخواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفادهنكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی میشود! "
- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما میكنند. چون تمام آنهایی كه حاضرندبهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا میمانند...
بخشی از كتاب "شیطان و دوشزه پریم
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در سه شنبه 29 مرداد1387 ساعت 15:22 موضوع | لینک ثابت
|
یکی از نوشته های خواهرم سحره ..... << دوست دارم بمیرم ، انوقت من چیکار می کنم >> === چه میدونم ؟ هیچ زمینی از آن من نیست من به آسمان تعلق دارم اما اما باز مرا به زمنی می دهند ذهنم ، وجودم ، فکرم از خاک تهی شده است پوچی را با تو قسمت می کنم دیوانه تر از همیشه شده ام من تنها تر از گذشته ام دریافتنم کار سختی نیست جراتش را دارم من توانش را دارم خواستن ذهن من است فردایی نیست لحظه مال من است این لحظه را می پرستم ثانیه برایم ابدی شد گرداگرد قفس می چرخم دری نیافتم اما بازش کردم تمام میله ها را باز کردم شبحی از عقل ، شبحی از احساس و فراتر از آن چیزی نمی بینم آری والاتر از آن نیست همه همین جا گنجانده شده است باید دید..... باید دید... این قلب من است فروشی نیست تمامش مال من است ثانیه برایم ابدی شد... لحظه مال من است مال من است .... |
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در سه شنبه 1 مرداد1387 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت
|
خداحافظ مرد دوست داشتنی...شکیبایی هم رفت |
|
خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمیبرد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد. |
هنرمندی که جاش توی دل همه ما بود و همیشه یادش گرامی هست
هنرمند بزرگی که با بازی خودش در فیلمهای اتوبوس شب . مزاحم . همسایه ها . خواهران غریب . خانه سبز
کاغذ بی خط . روزی روزگاری . دست های خالی ، هامون وخیلی فیلمهای دیگه که یادم نیست الان... وا
قعا متاثر شدم عاشق این مرد و بازیهاش بودم وهستم
از طرف خودم و خانواده ام به همه عزیزان که دوستدار این هنرمند بودن تسلیت میگم
![]() |
![]() |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() |
![]() |
| |
![]() |
![]() |

همه یه روزی میرن مهم اینه که چه جوری زندگی کنیم ....
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در شنبه 29 تیر1387 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستای گلم
خوبین ایشالله دلم کلییییییییییییییییییییییی براتون تنگ شده بود
ببخشید که دیر به دیر به همه سر میزنم شرمنده ام....
امشب هیچی ندارم بگم به زودی میام و با دست پر میام...
اینم تقدیم به همه شما ها
عشق یعنی شب نشینی با خدا
گفتگو با ناله اما بی صدا
عشق پرتاب گلی از سوی دوست
دوست هر جا که باشد دلم همراه اوست
نوشته شده توسط فاطمه خانوم در پنجشنبه 13 تیر1387 ساعت 23:37 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

زندگي هنگامي زيبا به نظر مي رسد كه احساس كنيد هيچ يوغي به گردن نداريد و مجبور نيستيد ديگران را بفريبيد و دروغ بگوييد . براي رسيدن به سبكساري «رها » كردن را تمرين كنيد ، از قيد همه چيزهايي كه شما را آزار مي دهد رهايي پيدا كنيد . كه گاهي خوب است اين جمله را فراموش نكنيد
فهرست اصلی
دوستان
کیوان امامی (مارکوپولو)
سیامک
رنج تنهایی بهتر از گدائی محبت است (غریبه )
انتظار آبی
مهربون مثل ... خدا(سحر)
آخرین شکست من ... (صبا جون )
بازیگوش
به جهنم افکار خوش امدید دوستان (امد)
قاصدک
دل شکستن هنر نیست . (علی)
نگاه
سرود عشق
پنج وارونه (سیندرلا)
بر باد رفته ...
نگین سبز (مهدی )
بوسه باد
خرید و فروش انواع سیم کارت گوشی .
راز عشق
»-(¯`v´¯)-»میمرم برات»-(¯`v´¯)-» (دلفان)
یه آشنا
بیا تو دنیای عشق (کامران)
حسرت به دل (کیانای عزیز )
مارش ( مرتضی )
عاشق تنها (رامین عزیز)
نیمه سیب (امین )
به نام انکه عشق را در سینه جا داد(ارمان عزیز )
سام «« گرگ وحشی»»
امیر گیتاریست (موسیقی)
دوست خوبم تنها ترین
پونه عزیزم
فقط اهنگ (تنها )
عشق (تنها)
فکر کنید دیوانه ایم (ارش و پیام )
زندگی برای زیستن (خاطرات باحال حامد)
بوسه ای برای تو (بهار)
ناصر عزیز
حرفهای عاشقانه
خانه ی دل (اکبر)
عاشقی (امید)
تیغ سیاه (محمدرضا)
هزار حرف نگفته (غلامرضا)
بغض انتظار من وتو
جور دیگر باید دید (4 چشمی )
دانلود آهنگ (سعید )
تا گل هیچ
قربونت برم خدا ...(الناز جون)
دل نوشته (کیانوش)
هوای بارونی (زهرای عزیزم )
# بهترین کدهای جاوا #(داریوش)
مجرم عشق (فرهاد)
دفتر عشق
سایه های خیال
دنیای پر از عشق (تنها )
پادزهر (وحید)
درد دل
وخداوند عشق را آفرید...
سعید و محدثه عزیزم
عشق ( شیوا خانوم)
نهاد (طرفداران ستاره های هند)
کمک کن ... نذار اینجا بپوسم
پادشاه پاسارگاد
ماشین های روز دنیا (بهنام)
هر چي تو بخوايي (احسان عزيز)
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/11/01 - 87/11/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
طراح قالب
POWERED BY